آری تـَزَرو۱خسته ز داغش زمین فتاد
تا گریه کردم از غم دوری یار خویش
آغوش خود به روی من بی نوا گشود
۱- تزرو: بلبل
دلی كه در كف ياراست، جای ديگر نيست
ز فرط مسـتی او، در هـوای ديگـر نيست
ولايـت تـو به مـا بــس، دلم از آن روشن
كه جـز وِلای تــو ما را وِلای ديگـر نيست
سیــه دلان پـــری رو شــدیـــم مــا آری
اگــر چه زنده ولــی مــرده ایم ما آری
دلــم نـه خـوش شود از هیبـت خودم زیرا
چه ضربهها که ز خود خوردهایم ما آری
خواب و بيدار تو مي بُرد، ز سـر هـوش مرا
حــلقـه ي يـــاد تـــو هشـيـار كـنـد گـوش مـرا
تا تو بودي چه غمي بود برين سينهي ژرف؟
رفـتـي و چـاك نــمـودي، دل و آغـوش مرا
ببُر دگر دل ما را ز غیر خود ای دوست
ببَر دگر دل ما را به دیر خود ای دوست
دگر بَسَم نبوَد بی کسی و در به دری
مبَر دلم بجز از راه سير خود ای دوست
من و در دوری از دلبر صبـوری
من و قلب پر از شوق رخ دوست
من و بیزاری از جـنات و حوری
عید فطر...
عیدمغفرت و رحمت بر همه ی عشاق حق تعالی مبارک باد.
صیقـلت قـلب مـرا آییـنه کرد
خالــی از هــر جرمی و بی کینه کرد
از دلم رنگ سیاهی را زدود
جان به هر رنگ خوشی رنگینه کرد
هوای روی تو دارم، تو عشق رویایی
مـرا از ایـن قفــس تنگ غـم برونم آر
که پـر زنم به سپیدی ز دشت سودایی
این شبها بنده ی حقیر را از یاد نبرید...
میلاد کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارک باد...
حـســن یعنی کریمی از صـف عشـق
حـســن ســاز کـرامت از دف۱عشـق
حـســن بـی شـک یقیـنـا مادری۲ بود
حسن خود جرعه نوشی ازکف عشق
۱-نوعی ساز ضربی
۲-وابسته مادر-(مامانی)- در زبان عامیانه بچه مامانی(بچه ننه)گفته می شود.
